خودت نخواستی ... این آخرین قراره ماست . - عاشقِ خسته و تنهـــــا ... 4humV2CdP8nimkNukD81nNCnYcA" />

عاشقِ خسته و تنهـــــا ...

تنهایی: یعنی هیچکسو نداشته باشی چهارکلمه باهاش حرف بزنی و همش مجبور باشی احساساتت رو تایپ کنی ...

خودت نخواستی ... این آخرین قراره ماست .
نویسنده : سین.حا.میم - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱
 

این آخرین قراره ماست ، واسه همیشه من میرم
میرم و قول میدم بهت ، دیگه سراغتو نگیرم
باشه میرم
اما نگو
قسمت نبود ، خدا نخواست
نگو راه من و تو ، همه میگن از هم جداســـــــت
پا میزارم رو دلم ، تا حل بشه مشکلم
از روی اجبار میرم ، اگه چه بی توی می میرم
میسپارمت به خدا ، میگذرم از حق خودم
اما گناه من چی بود ، این همه عاشقت شدم این همه عــاشقــــت شدم

جدایی رو نزار به پای تقدیر
 تو بودی که منو وادار کردی
می خواستم تا ابد با تو بمونم
تو به رفتن منو اجبار کردی
تو می گفتی صلاحه که جدا شیم
مدام این جمله رو تکرا کردی
تو گفتی عاشقی ، امــا دروغ بود
خودت به این دروغ اقرار کردی

خودت نخواستی و نزار ، بپای بخت و سرنوشت
دستای بی رحم تو بود ، آخر قصه رو نوشت
حالا چیکار کنم بگــو ، با این همه دلبستگی
نه دیگه تو حرفی نزن ، چیزی نداری که بگــــــــــی ،  چیـزی نـداری که بگـــی
پا میزارم رو دلم
تا حل بشه مشکلم
از روی اجبار میرم
اگه چه بی توی می میرم
میسپارمت دست خدا
میگذرم از حق خودم
اما گناه من چی بود
این همه عاشقت شدم این همه عــــــــــــــــاشقــــــــت شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم .