تا حالا شده ... - عاشقِ خسته و تنهـــــا ... 4humV2CdP8nimkNukD81nNCnYcA" />

عاشقِ خسته و تنهـــــا ...

تنهایی: یعنی هیچکسو نداشته باشی چهارکلمه باهاش حرف بزنی و همش مجبور باشی احساساتت رو تایپ کنی ... دلتنگی: یک اسم مستعاراست.برای تمام حسهایی که اسمشان را نمیدانیم و هرکدامشان برای خود یک دلتنگی اند ...

تا حالا شده ...
نویسنده : سین.حا.میم - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ مهر ۱۳٩۱
 

تا حالا شده دلت بی خودی بگیره.... هر چی فکر می کنی میبینی هیچ دلیلی واسه دل تنگی امروز وجود نداره. پس چرا دلم گرفته؟

تا حالا شده دلت بخواد بری یه جای دور ولی ندونی کجا؟ اما همچنان می خوای بری.

تا حالا شده یه بغض بزرگ تو گلوت گیر کنه نتونی فریاد بزنی؟اما دلت میخواد بی خودی داد بزنی.

تا حالا شده ارزوهات جلوی چشات بمیر ه و رویا بشه؟

تا حالا شده از گریه هات خنده ات بگیره؟

تا حالا شده یکی یهو سر کله اش تو زندگیت پیدا بشه، بعد بیخبر بذاره و بره؟

تا حالا شده کسی درکت نکنه؟تورو نفهمه؟ حرفات و نشنوه؟

تا حالا شده فکر کنی نیستی؟

تا حالا شده همه صدات کنن ولی تو هیچی نشنوی؟

تا حالا شده زندگی اینقدر بهت سخت بگیره که دلت نخواد دیگه بمونی و ادامه بدی؟

تا حالا شده؟؟؟؟؟؟؟