نمیتونم فراموشت کنم - عاشقِ خسته و تنهـــــا ... 4humV2CdP8nimkNukD81nNCnYcA" />

عاشقِ خسته و تنهـــــا ...

تنهایی: یعنی هیچکسو نداشته باشی چهارکلمه باهاش حرف بزنی و همش مجبور باشی احساساتت رو تایپ کنی ...

نمیتونم فراموشت کنم
نویسنده : سین.حا.میم - ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱
 

تو که میخواستی امروز بری ، پس چرا دیروز با من عهد بستی ؟

تو که میخواستی امروز منو تنها بذاری ، پس چرا دیروز منو عاشق خودت کردی ؟

یادته حرفای روز اول آشناییمون ؟

یادته قول و قرارای ون روز بارونی رو ؟

یادته فریاد دوست دارمو ؟

یادته از اول کوچه دویدی ، به شوق به آغوش کشیدنم؟

میگفتی :

میخوام دنیا نباشه ، اما منو داشته باشی !

یه لحظه هم نیومده که بدون من نفس بکشی!

حالا منمو نگاهی خسته ، به کی بگوم دردای این دل شکسته رو ؟

من که موندم پشتِ درای بسته

تو کجایی ؟

دلت با دلِ دیگه ، کنار ساحل عشق نشسته ...

روزای تکراری ، گذشت اون لحظه های بیقراری

گذشت اون شبای پر از گریه و زاری

یکم دلم آرومتر شده

فراموشت نکردم ، مدتیه قلبم از غمها رها شده

شبای تیره و تار من

مدتی نیست که میگذره از اون روز پر از غم

به یاد میارم حرفاتو

بازم گذشته ها میسوزونن این دل تنهامو

از اون روز تا حالا تنهای تنها موندم  

دل به هیچکی ندادم هیـــــــــــچکی ،  هنو با غصه ها موندم

نمیتونم فراموشت کنم ، محاله روزی بیاد که یادت نکنم

یا با دیدن عکسهات گریه نکنم

نمیتونم فراموشت کنم …. نمیتونم فراموشت کنم .. نمیتونــــــــــــــم 

 

 

پای حرف یه عاشق خسته و تنها