ی وختایی دلم مخاد .... !

گاهی وقتها دلم می خواهد بگویم:
من رفتم، باهات قهرم، دیگه تموم، دیگه دوستت

ندارم...!
وچقدر دلم می خواهد بشنوم:

کجا بچه لوس؟ غلط می کنی که میری! مگه دست خودته؟

... ... ... ... رفتن به این راحتی نیست...!

اما نمی دانم چه حکمتیست که آدمی , همیشه اینجور وقت ها

می شنود:


به جهنم...! 
/ 3 نظر / 22 بازدید
mohammad

من ... شب ... تنهایی ... تو ... دور از من و هم آغوش دیگری ... من ... حسرت ... افسوس ... آه ... و حقیقت ! با انگشتی که اشاره می کند باز به "تو" تو ... غرق در شبانگی هایت ... و "او "... بی خبر از من و این آشفتگی ها... چه خوب رسم دلبری می داند ... و " من" ... آغوش تو را امشب هم ، به "او" باختم ...

فائزه

توام بگو خودت به جهنم بچه پرووووو[نیشخند]

سهیلا جودی ابوت (از مزارع شمال ایران)

لوس تپل کجا ؟