قصه هـــا ...

قصه ها ساز تنهایی شبند مینوازند اما روشنی روز را نمیخوانند
 
ودر عمق تاریکی شب 
تنهایی ها را فریاد میزنند

 

 

/ 7 نظر / 16 بازدید
kazhal

تنهایی ... خیابانی‌ست در من که هر شب به انتظارِ عبورِ تو بی‌عبور می‌ماند.... - - - کژال-روستای دلم

kazhal

تنهایی ... خیابانی‌ست در من که هر شب به انتظارِ عبورِ تو بی‌عبور می‌ماند.... - - - کژال-روستای دلم

دل شب پر از تپش هایی ست که گم می شود در شریان روزمرگی روز بشنو و بخوان آرام به در گوش زندگیت ... « تو کجا به خواب رفته ای ... شب برای من طلوع زندگی ست »

ديدار

باز باران، با ترانه ميخورد بر بام خانه. خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل ديوانه ات کو؟ روزهاي کودکي کو؟ فصل خوب سادگي کو؟ يادت آيد روز باران؟ گردش يک روز ديرين؟ پس چه شد ديگر، کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگين. در پس آن کوي بن بست… در دل تو، آرزو هاست. کودک خوشحال ديروز، غرق در غمهاي امروز. ياد باران رفته از ياد، آرزوها رفته بر باد. باز باران، باز باران ميخورد بر بام خانه بي ترانه بي بهانه شايدم، گم کرده خانه[گل]

هلن

مرسی از اینکه جواب کامنتمو دادین ]al الان ادرسمو مینویسم kochehayeghorbat.blogfa.com

kazhal

نـــَـــه نــــــــــــــام نـَــــه چــهـــــــره نــَـه اثر انگــشـت آدم هـــا را از طـــرز آه کشیـــدنـــشان بشناسیـــد !

tabasom

[گریه]