حکایت من ...

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت 
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت
حکایت کسی است که زجر کشید ،اما ضجه نزد
زخم داشت و ننالید
گریه کرد ؛ اما اشک نریخت
حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست !
حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا

همۀ صداها را بشنود ...

/ 3 نظر / 7 بازدید

حکایت کسی که پر فریاد است و ...

فائزه

این ... خیلی حرفا داره مثل همون پر فریاد که سکوت میکنه

tabasom

اینو بدون سکوت پر از معنیه پس سکوت نکن خودت خالی کن[لبخند]