به یاد تو ای آشنا ...

من ان لحظه با پونه ها گریه کردم .
به یاد تو ای آشنا گریه کردم .
نشستم دل را برایت سرودم. ز بخت بدم بارها گریه کردم 
. تو هر چه دلت خواستی گفتی .
ولی من فقط بی صدا گریه کردم . گذشتی و حتی به رسم تعارف 
نپرسیدی از من چرا گریه کردی.

 


/ 4 نظر / 43 بازدید
مهری

بسیار زیبا بود و دلنشین

ديدار

مرســــــــــــــــــــــــي عالي بود[گل][گل]

سر بده آواز هق هق خالی کن دلی که تنگه گریه کن گریه قشنگه گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه.... گریه کن ولی نه اونقدری که آسمون به زمین بیاد....

وقتی دلت شکست غمگین نشو .... دل اگه سالم باشه که دل نیست .... دلت که شکست اونوقت صاحب اصلی ش میاد..... چون خودش گفته که در قلب شکسته خانه داره .......[گل] خدایا شکرت .......[گل]