خیلی سخته ....... خیــــلی ......... :(

تا حالا شده دلت اونقدر بگیره که بغض راه گلوت رو ببنده ،

ببینی تنهاترین تنهایی ، احساس کنی حرفای آدما رو قلبت به بزرگیه یه سنگ ، سنگینی میکنه ،

تو این جور موقعا  چیکارمیکنی؟ وقتی که خسته ترین تنهایی؟  وقتی که بی کس ترینی ؟

موقعی که حتی به عزیزترین کست نمی تونی  درددلت رو بگی ؟

خیلی سخته اشک تو چشات جمع بشه ...

ولی دورت پر از آدمای دورو هست و نتونی گریه کنی

 و ناچار بغضت رو فرومیخوری تا مبادا کسی بفهمه و مسخرت کنه .

خیلی سخته ....... خیــــلی .........


 


/ 7 نظر / 18 بازدید
امیر

سلام جالب بود آپم www.khachak.persianblog.ir www.m-best-boy.persianblog.ir

سلام به همه ی بغض های بی دلیل سلام به همه ی دلهای دلتنگ سلام به همه ی دردهای خسته سلام به همه ی اشک های منتظر سلام به همه ی حرفهای نگفته سلام به همه ی چشم های نشسته سلام به همه ی .... ... .... سلام به همه ی سلام های بی جواب ...

دلتنگ

آره برای من شده[ناراحت] خیلیم پیش اومده همیشه هم ازترس اینکه مسخرم کنن پنهونی گریه کردم!

علیک سلام...........[نیشخند]

صهبا

کاش می دانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته… آن وقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو ببرم…

فائزه

منم سلااام شده ار بغض خفه شدم شده از اینکه حرفی دارم نگفتنی دردی دارم درماننشدنی ولی یه چیزی ته دلم سوسوی امید میزد که دلمو گرم میکرد یه چیزی که میگفت بگو من میشنوم من درمان میکنم و التیام میبخشم من شادی و مهمون خونه دلت میکنم فقط دستت رو بسپار به من ..... خــــــــــــدا بود که باز من ندیده بودمش اما اون همه جا چشمش دنبال من بود

tabasom

اینو قبول دارم بارها شده یا بدون صدا گریه کردم یا وقتی بغض کردم فرو بردمش تو گلوم[گریه]