افسوس ! کاشکی می دیدم !

گاه می اندیشم

 

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟

 

آن زمان که خبر مرگ مرا

 

از کسی می شنوی  ، روی خندان  تو را

 

کاشکی می دیدم .

 

شانه بالا زدنت را

 

بی قید

 

و تکان دادن دستت که

 

مهم نیست زیاد

 

و تکان دادن سر را که ،

 

عجیب ! عاقبت مرد ؟

 

افسوس !

 

کاشکی می دیدم !

 

من به خود می گویم :

 

چه کسی باور کرد

 

جنگل جان مرا

 

آتش عشق تو خاکستر کرد ؟

 

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
سجاد

سلام......خوبی.....شکر..[گل] وبلاگ زیبایی داری با مطالب زیبا....تبریک میگم بهت...[گل] خوشحال میشم به منم سر بزنی....اگه با تبادل لینک موافق بودی بهم بگو ...مرسی.[گل] من هر روز آپم...................................منتظر نظرات خوشکلت هستم.....[گل][گل]