اولین روز زمستان !

 بی امان می بارد

قطره های باران

در هوایی زیبا

چون بهاران

می زنیم بر کوه و

صخره های خیس

شادمانیم با هم

اولین روز زمستان !

 

 کبری پورپیغمبر ( آذر )

 
/ 4 نظر / 68 بازدید
بهنام

خوشبختی من پیدا کردن "تو" از میان این همه ضمیر بود . . .[قلب]

دلتنگ

پادشاه فصلهاکه توباشی،اینقدرغمگین وخسته، تکلیف بقیه فصول چه میشود؟!!

واي ، باران باران ؛ پر مرغان نگاهم را شست .. .. .. .. کوه بايد شد و ماند رود بايد شد و رفت دشت بايد شد و خواند در من اين جلوه ي اندوه ز چيست ؟ در تو اين قصه ي پرهيز که چه ؟ در من اين شعله ي عصيان نياز در تو دمسردي پاييز که چه ؟ حرف را بايد زد درد را بايد گفت ... ... اما... صد امان از اما...